سه شنبه, ۱۸ اردیبهشت, ۱۴۰۳ / 7 May, 2024
مجله ویستا

رفیق بهشتی (حارث بن مغیره نصری)


رفیق بهشتی (حارث بن مغیره نصری)
ابوعلی حارث بن مغیره نصری (۱) ، عالمی وارسته ، شخصیتی قابل اعتماد و راوی بزرگوار احادیث بود. او همزمان با سه تن از پیشوایان بزرگوار دین (۲) و در روزگار حکومت ننگین خلفای مروانی و عباسی زندگی می‏ کرد.
هر چند از زمان و مکان ولادتش آگاهی کامل نداریم ؛ ولی ، باتوجه به اینکه رجال نویسان او را از یاران امام محمد باقر علیه‏السلام شمرده ‏اند و شروع امامت آن حضرت سال ۹۵ هجری بوده و مرحوم نجاشی (۳) او را از اهالی بصره دانسته ، به احتمال زیاد می ‏توان گفت : حارث بن مغیره در اواخر سده اول هجری در شهر بصره (۴) پای به عرصه وجود نهاد.
وی زندگی پربار خود را ، با حضور در پیشگاه امامان عصر علیهم‏السلام معنای بهتر و بیشتر بخشید و در این مسیر به توفیقات فراوانی دست یافت.
شیخ طوسی (۵) ، در کتاب ارزشمند رجال خود ، او را «بَیّاعُ الزُّطّیِ» (۶) یعنی فروشنده نوعی لباس هندی دانسته است. این گفتار شیخ طوسی ، بیانگر آن است که حارث به مغیره پیشه فروشندگی داشت.
نیاکان حارث از قبیله بنی نصربن معاویة بن بکر (شاخه‏ ای از قبیله بزرگ هوازن (۷)) بوده ‏اند. او از میان چنین خاندانی برخاست و به چنان درجه ‏ای رسید که امام جعفرصادق علیه‏السلام بارها عنایت ویژه خود را به او معطوف داشت.
حارث بن مغیره به برکت راهنمایی‏ های امام ششم علیه‏السلام از او دو پسر به نام های علی و حسین برخوردار شد.
وی می ‏گوید : در حضور امام صادق علیه‏السلام از اینکه فرزند پسری ندارم ، سخن به میان آوردم و راهنمایی خواستم.
حضرت فرمود : در سجده رکعت آخر نماز عَتَمَه (نماز عشاء(۸)) خدای را بخوان و چنین بگو :
«رَبِّ هَبْ لی مِنْ لَدُنْکَ ذُرّیَّةً طَیِّبَةً اِنَّکَ سَمیعُ الُّدعا رَبِّ لا تَذَرْنی فَرْداً وَ اَنْتَ خَیْرُالْوارثینَ»
سپس آن شب را با همسرت سپری کن.
حارث می ‏گوید : من به دستورالعمل آن حضرت عمل کردم و صاحب دو پسر شدم. (۹)
● حیات علمی :
حارث زندگی علمی خود را با کسب معارف و علوم اسلامی رایج آن زمان آغاز کرد و در این رهگذر از محضر نورانی خاندان رسالت و امامت فیض برده ، به شرف شاگردی آن بزرگان دست یافت.
او ، با استفاده از تلاش و همّت پیگیر ، به ویژه ارتباط با سرچشمه جوشان علم و معرفت ، توانست در بسیاری از زمینه ‏های معارف اسلامی ، چون فقه ، عقاید ، تفسیر ، اخلاق و آداب و سنن به خوبی دانش اندوزد. روایات فراوان وی در موضوعات یاد شده بر درستی این سخن گواهی می ‏دهد. حاصل تلاش او در این عرصه ، جمع آوری سخنان پیشوایان دین و نقل آنهاست. این روایت ها در قالب تنها کتابش «کتاب الحدیث» به دانش دوستان عرضه شده است. (۱۰)
البته اکنون اثر مستقلی به نام «کتاب الحدیث» از وی موجود نیست ؛ اما احتمال اینکه کتاب او نیز مانند بسیاری از اصول حدیث شیعه در کتاب های بزرگتری چون «کتب اربعه» ادغام شده باشد ، بسیار است.
این عالم توانمند شیعی شاگردانی نیز پرورش داد. «صفوان بن یحیی» که به گفته نجاشی (۱۱) و شیخ طوسی (۱۲) تنها کتاب استادش را روایت کرده است. در شمار شاگردان وی جای دارد. صفوان شخصیتی بزرگ و قابل اعتماد بود و امامان رضا و جواد علیهما‏السلام او را وکیل خود ساختند. (۱۳)
● پیوند با ولایت :
مطلب مهمی که زندگی این شخصیت بزرگ شیعی را درخشش و زیبایی خاصّی بخشیده و جهت داده ، رابطه او با امامان عصر خویش است. حارث با استفاده از فرصت ارتباط با معصومان علیهم‏السلام به چنان درجه ‏ای رسید که علمای رجال ، مانند شیخ طوسی (۱۴) و برقی (۱۵) ، نامش را در میان یاران امام باقر و صادق علیهما‏السلام آورده ‏اند و او را به شرف صحابی امام ملقّب ساخته ‏اند.
نجاشی (۱۶) او را از راویان سه امام (امامان معصوم باقر ، صادق و کاظم علیهم‏السلام ) و حضرت زید بن علی بن الحسین علیه‏السلام خوانده است. حارث بن مغیره ، جز یک مورد ، تمام روایات خود را به طور مستقیم از امام معصوم علیه‏السلام ، به ویژه حضرت امام جعفر صادق علیه‏السلام ، نقل کرده است. (۱۷) این امر رابطه نزدیک و پیوند عمیق او با خاندان ولایت و امامت را نشان می‏ دهد.
هر که بمیرد و امامش را نشناسد به مرگ جاهلیّت مرده است
او ، جز در موارد بسیار اندک که از امام باقر و امام کاظم علیهما‏السلام روایت کرده است ، بیشتر با حضرت امام جعفر صادق علیه‏السلام ارتباط داشت و از هر فرصت و وسیله ‏ای برای گشودن باب گفتگو با آن راهبر معصوم بهره می ‏برد. او گاه با پرسش و زمانی با ابراز مشکلات و مسائل شخصی خود را در معرض نسیم سخنان پر گهر حضرت صادق علیه‏السلام قرار می‏داد.
▪ حارث بن مغیره در نگاه امام صادق علیه‏السلام :
رابطه نزدیک و تنگاتنگ با امام صادق علیه‏السلام و اخلاص فراوان حارث ، سبب شد امام با دیدی مثبت و قابل اعتماد به او بنگرد و وی را مورد ستایش قرار دهد. بخشی از سخنان حضرت درباره این راوی پاکدل چنین است :
● رفیق بهشتی :
زید شحّام ، که از یاران امام صادق علیه‏السلام است ، می ‏گوید : بر امام علیه‏السلام وارد شدم. حضرت خطاب به من چنین فرمود : «ای زید ، در توبه ‏ات بشتاب و عبادتت را تازه کن.»
عرض کردم : خبر مرگم را دادید ؟!
حضرت فرمود : «ای زید ، (نگران مباش زیرا) آنچه نزد ما اندوخته ‏ای برایت بهتر است. تو از شیعیان ماهستی. صراط و میزان و حساب شیعیان ما به دست ما است. سوگند به خدا که ما از خود شما به شما مهربانتریم.»
پس آن حضرت ، زید را مجدداً مورد خطاب قرار داد و در وصف او و حارث بن مغیره چنین فرمود :
«یا زید کأَنّی انظر الیک فی درجنک من الجنة و رفیقک فیها الحارث ابن المغیرة النصری»
ای زید ، گویا جایگاهت را در بهشت می ‏بینم ، در حالی که رفیق و همراه تو در آنجا حارث بن مغیره نصری است.(۱۸)
● پناه دوستان (شیعیان) :
یونس بن یعقوب ، که صحابی امام جعفر صادق علیه‏السلام و مورد اعتماد ائمه علیهم‏السلام بود ، گوید :
همراه عده ‏ای از دوستان و شیعیان در محضر امام صادق علیه‏السلام بودیم که حضرتش فرمود :
آیا شما ملجأ و پناهی دارید ؟ (تا بر او تکیه کنید و مسایل خود را از او بپرسید ؟) آیا شما کسی را که در سایه ‏اش احساس امنیت و راحتی کنید ، دارید ؟ چه چیز مانع می‏ شود که سراغ حارث بن مغیره نصری بروید ؟ (۱۹)
سخنان نورانی حضرت به خوبی نشان دهنده سعادت دنیا و آخرت و مقام رفیع این عالم و راوی وارسته شیعی است. به فرمایش امام صادق علیه‏السلام ، او در دنیا پناه شیعیان و در آخرت رفیق بهشتیان بود.
● روایات :
تنها اثری که از این راوی پر توان و صحابی صدیق امامان معصوم علیهم‏السلام برجای مانده ، روایاتی است که وی نقل کرده است. روایات او بیشتر در موضوع های فقه ، عقاید ، تفسیر و اخلاق و آداب قابل مشاهده است. (۲۰)
تعداد روایات وی ، طبق آنچه مرحوم خوئی در معجم رجال الحدیث (۲۱) آورده ، بیش از ۵۳ مورد است که با عنوان های «حارث بن مغیره ، حارث بن مغیرة النصری و حارث نصری» در کتب روایی ، به ویژه کتب اربعه ، به چشم می‏خورد.
احادیث و روایات حارث بن مغیره مفاهیمی والا و حیات بخش دارد که از باب تیمن به گوشه ‏ای از آنها اشاره می‏ شود.
۱) امام شناسی :
حارث بن مغیره می‏ گوید : به حضرت امام جعفرصادق علیه‏السلام عرض کردم : پیامبر صلی ‏الله ‏علیه ‏و ‏آله فرمود هر که بمیرد و امامش را نشناسد به مرگ جاهلیّت مرده است ؟
حضرت فرمود : آری
عرض کردم : جاهلیّت کامل یا فقط جاهلیّتی که امام خود را نشناسد ؟
فرمود : جاهلیّت کفر و نفاق و گمراهی (۲۲)
۲) شیعه ، مذهب پایدار و برحق :
حارث بن مغیره می ‏گوید : از امام صادق علیه‏ السلام درباره معنای این آیه : «هر چیزی جز وجه خداوند فناپذیر است.» پرسیدم :
حضرت جواب داد :
«کلّ شئیی هالک الاّ من اخذ الطریق الذی انتم علیه»
هر چیزی ، جز همان راهی که شما برآنید ، (مذهب شیعه) ناپایدار و فنا پذیر خواهد بود. (۲۳)
او در روایتی دیگر نیز همین مطلب را از حضرت پرسید و حضرت پاسخ داد :
«کلّ شئیی هلاک الاّ من اخذ طریق الحق»
جز آن که راه حق بر می‏ گزیند ، همه چیز فناپذیر و نابود شدنی است. (۲۴)
۳) خاک شفا بخش :
حارث بن مغیره می ‏گوید : به حضرت امام‏ جعفر صادق علیه‏السلام عرض کردم : بیماری ‏ها بسیار به سراغم می ‏آید و هیچ دارویی نیست که مصرف نکرده باشم.
حضرت فرمود : چرا از خاک قبر حسین بن علی علیه‏السلام (غافلی) ؛ زیرا شفای هر دردی است ؛ و در هر وحشت و هراسی آرامش بخش و امنیّت آفرین است. پس هرگاه آن خاک را بر گرفتی، بگو :
«اللهم انی اسئلک بحق هذه الطینة و بحق الملک الذی اخذها و بحق النبی الذی قبضها ، و بحق الوصی الذی حلّ فیها ، صل ‏علی محمد و آل محمد و اهل ‏بیته و افعل‏بی کذا و کذا.»
سپس حضرت فرمود : آن فرشته ‏ای که خاک را برداشت ، و به پیامبر صلی ‏الله‏ علیه ‏و‏آله نشان داد و گفت : این تربت فرزندت حسین علیه‏السلام است که امّتت بعد از تو او را خواهند کشت ، جبرئیل علیه‏السلام بود. و آن که خاک را گرفت ، حضرت محمد صلی ‏الله ‏علیه‏ و ‏آله بود ؛ و اما وصیّی که بر آن خاک نازل شد ، (آنجا را محل اقامت خود قرار داد.) حسین علیه‏السلام و شهدا بودند.
عرض کردم : اینکه این خاک شفا بخش هر دردی است ، دانستم. اکنون بفرمایید که چگونه امنیت آفرین و آرامش بخش است ؟
حضرت پاسخ داد : هرگاه از حاکم (ستمگری) یا غیر او ترسیدی ، هرگز از منزل خود بدون خاک قبر حسین علیه‏السلام بیرون مرو. در وقت برداشتن خاک حضرت چنین بگو : «اللهم انی اخذته من قبر ولیک و ابن ولیک فاجعله لی أمناً و حرزاً لما اخاف و مالا اخاف ...»
حارث گفت : همان طور که حضرت دستور فرمود ، خاک را برداشتم و چنانکه امام راهنمایی کرد ، دعای مخصوص را خواندم. بدین ترتیب ، بیماری از پیکرم برون رفت ؛ دیگر از چیزی نهراسیدم و با وجود این خاک هرگز دچار گرفتاری و مشکل نشدم. (۲۵)
۴) اصول برادری :
از حارث بن مغیره روایت شده است که گفت : امام جعفر صادق علیه ‏السلام فرمود : مسلمان برادر مسلمان است. او چشم و آینه و راهنمای برادر خود است ، به برادرش خیانت نمی ‏کند و فریبش نمی‏ دهد ، به او ستم روا نمی ‏دارد ، به وی دروغ نمی‏ گوید و از غیبت او می‏ پرهیزد. (۲۶)
۵) آنچه در مؤمن نیست :
حارث بن مغیره می‏ گوید : حضرت صادق علیه السلام فرمود : شش چیز در مؤمن نیست : حسرت و افسوس خوردن ، سخت‏گیری و کم خیربودن ، لجاجت ، دروغ‏ گویی ، حسد ورزی ، ستم و خیانت. (۲۷)
۶) شوق درونی به محل دفن :
حارث بن مغیره می‏ گوید : از امام صادق علیه ‏السلام شنیدم که می ‏فرمود : آنگاه که نطفه آدمی در رحم قرار گیرد ، خداوند فرشته ‏ای را بر می ‏انگیزد تا از محلی که شخص در آن دفن خواهد شد ، مقداری خاک بردارد و با نطفه در آمیزد. بدین سبب ، قلب شخص پیوسته در اشتیاق آن محل است تا زمانی که در آنجا دفن شود. (۲۸)
۷) اهمیّت آگاهی دادن به دیگران :
حارث بن مغیره می‏ گوید : امام صادق علیه‏السلام را در راه مدینه دیدم. از من پرسید : کیستی ، آیا حارثی ؟
پاسخ دادم : آری.
فرمود : «آگاه باش که گناه بی‏ خردان و نادانان شما بر دوش دانایان خواهد بود.» آنگاه از من دور شد. (پس از مدتی) پیش حضرت رفته ، عرض کردم : شما در راه مدینه به من فرموید : «گناه نادانان شما بردوش دانایان است.» من از این گفتار سخت در شگفتم !
حضرت فرمود : آری ، چه شده است شما را که وقتی شخصی سخنی می‏ گوید ، یا کاری می ‏کند که مایه ناخشنودی و آزار ماست ، سراغش نمی ‏روید ، ملامتش نمی ‏کنید ، باگفتاری رسا با او سخن نمی ‏گویید و آگاهش نمی‏ سازید ؟!
عرض کردم : جانم فدایت باد ، سخن ما را نمی ‏پذیرند.
حضرت فرمود : آنها را از خود دور سازید و از همنشینی با آنها اجتناب کنید. (۲۹)
● نگاه علما :
شرح حال چهره پرفروغ حارث بن مغیرة در میان بسیاری از کتاب های شخصیّت شناسی و رجال قدیم و جدید ، به چشم می ‏خورد و همگی از او به نیکی نام یاد کرده ‏اند. مرحوم کشی (۳۰) با نقل روایاتی در مدح او ، به توصیف و تأیید شخصیّت حارث پرداخته است. نجاشی (۳۱) نیز با جمله «ثقةٌ ثقةٌ»، به ستایش وی می‏ پردازد. ابن حجر عسقلانی ، از دانشمندان اهل سنت ، در کتاب «لسان المیزان» خود از حارث بن مغیره نام می ‏برد و چنین می ‏نویسد :
«و قال علی‏بن حکم : کان من اورع الناس ...» (۳۲)
علی بن حکم گفته است : حارث بن مغیره از پرهیزکارترین مردم بود ...
● سفر به ابدیّت :
حارث بن مغیره سرانجام پس از سالها نور افشانی و راهنمایی رهروان طریق حق ، با عبور از منزلگاه فانی دنیا ، به دیار ابدیّت گام نهاد و در بهشت جاودانی که امام صادق علیه‏السلام بشارت داده بود ، جای گرفت.
از تاریخ در گذشت و محل دفن این راوی و عالم وارسته اطلاعی در دست نیست ؛ امّا با توجه به اینکه خود در یکی از روایاتش یاد آوری کرده ، در سال ۱۷۴ هجری که سال موت نام داشت ، در شهر مکه بر امام موسی‏ کاظم علیه‏ السلام وارد شد. (۳۳) احتمال آنکه تاریخ وفاتش اواخر قرن دوم هجری باشد ، قوت می ‏یابد.
حارث در حالی به دیدار معبود شتافت که عمری را در خدمت به خاندان رسالت و امامت و پاسداری از آن حریم گذراند.
علی محمدی یدک
۱ـ برخی از علماء همانند ابن شهر آشوب ، آقابزرگ تهرانی و ابن حجر عسقلانی «نضری» با «ضاد» گفته ‏اند.
۳ـ۲ـ رجال نجاشی ، ص ۱۳۹، رقم ۳۶۱
۴ـ برقی در کتاب رجال خود او را کوفی معرفی ‏کرده است.
۵ ـ رجال شیخ طوسی ، ص ۱۷۹
۶ ـ لسان العرب ، لغت زُطّ
۷ ـ تنقیح المقال ، ج ۱، ص ۲۴۷
۸ ـ لسان العرب ، لغت عتم
۹ ـ بحارالانوار ، ج ۱۰۱ (۱۰۴) ، ص ۸۳
۱۰ ـ الذریعه ، ج ۶، ص ۳۱۹
۱۱ ـ رجال نجاشی ، ص ۱۳۹
۱۲ـ فهرست شیخ طوسی ، ص ۶۵
۱۳ ـ رجال نجاشی، ص ۱۹۷
۱۴ـ رجال شیخ طوسی، ص ۱۱۷ـ ۱۷۹
۱۵ـ رجال برقی ، ص ۱۵ و ۳۹
۱۶- رجال نجاشی ، ص ۱۳۹
۱۷ـ معجم رجال الحدیث ، ج ۴، ص ۲۰۶
۱۹ـ ۱۸ـ رجال کشی ، ص ۳۲۷
۲۰ـ جامع الرواة ، ج ۱، ص ۱۷۵ و ۱۷۶
۲۱ ـ معجم ‏رجال‏ال حدیث ، ج۴ ، ص ۲۰۶ و ۲۰۸
۲۲ـ کافی ، ج ۱، ص ۳۷۷
۲۳ـ بحار ، ج ۶۸ (۶۵) ، ص ۹۵
۲۴ـ همان ، ج ۴ ، ص ۶
۲۵ـ ج ۱۰۱ ، (۹۸) ص ۱۱۸
۲۶ ـ کافی ، ج ۲، ص ۱۶۶
۲۷ـ بحار ، ج ۷۲ (۶۹) ، ص ۲۰۹
۲۸ـ کافی ، ج ۳، ص ۲۰۳
۲۹ـ همان، ج ۸، ص ۱۶۲
۳۰ـ رجال کشی ، ص ۳۳۷
۳۱ـ رجال نجاشی ، ص ۱۳۹
۳۲ـ لسان المیزان ، ج ۲، ص ۱۶۰
۳۳ ـ بحار ، ج ۴۸، ص ۵۵
منبع : سایت مناجات