سه شنبه, ۱۱ اردیبهشت, ۱۴۰۳ / 30 April, 2024
مجله ویستا


آریایی ها ساکنان دیرین آذربایجان


آریایی ها ساکنان دیرین آذربایجان
بن مایه های آسوری از «ساگارت ها» با نام zikertu یاد می کنند. این دو یکی هستند و ساگارتیان ِ بن مایه های آسوری و سگتیها در بن مایه های کهن و کلاسیک در یک سرزمین زندگی می کنند. این تیره بی گمان تیره ای ایرانی از اتحادیه ی ایرانی زبانان بودند.(۱) افزون بر این هرودت سرراست این تیره را ایرانی نژاد/زبان می داند(۲) همچنین خود نام «سگرت» نیز یک نام ایرانی است و گواهی استوار بر ایرانی بودن این تیره(۳)
در سده ی هشتم پیش از زایش(نبشته های مُرگان), در آغاز جایگاه زیست سگرتیها از شرق دریاچه ی ارومیه تا جنوب غربی دریای مازندران(kaspia) گسترش داشت.(۴) ولی پس از یورش آسوریان, سگرتیها از شرق تا رود دجله پراکنده می شوند و این می تواند پیرامون ارومیه را نیز شامل گردد.
این تیره های آریایی در سده های ۷ تا ۱۰ پیش از زایش در بخش های جنوبی دریاچه ی ارومیه می زیستند, در کشوری که در بن مایه های آسوری به نام parsuash و در بن مایه های اورارتو به نام parsua نام گذاری شده است.
به گاس ِ(احتمال) فراوان در زمان ساختن نبشته های کوه بیستون, اساگارتا/ساگارتی در ریختار یکی از شهربانی های ماد بودند, ولی پس از آن چنان که از سنگ نبشته های پارسه برمی آید, داریوش بزرگ آنان را همچون یک ساتراپ جداسَر(مُستقل) به نام «آساگارتی» آورده است.
می توان انگاشت که این جداسازی به انگیزه ی فرونشاندن شورش ها از سوی نیروهای توانمند ماد باشد که هر آینه این گونه کشاکش ها نه تنها در ماد که در سراسر ایران در زمان داریوش بزرگ و حتی پیش از او یعنی پادشاهی کمبوجیه وجود داشتند. این جداسازی برابر بود با ایجاد «ماد ِخُرد» که در آینده به «آتورپاتکان» دگرگون شد.(۵)
درباره ی ویژگی های این تیره، هرودت گزارش هایی می دهد. او ایشان را از روی پیدایش و زبان خود تیره ای ایرانی/آریایی بشمار می آورد, ولی جامه های آنان را نیمی ایرانی و نیمی «پکتیایی» یاد می کند. همچنین ارتش آنان از ۸۰۰۰ سوار تشکیل می شد که از جنگ افزارهای برنجین یا فلزات دیگر بهره ای نمی بردند, به جز خنجر. آنها به جای جنگ افزار, تنها کمندهای پیچیده داشتند, که نام اش «ارکن» بود. کاربرد این ارکن ها براستی شگفت و نغز(جالب) است. ایشان در کارزار، در هنگام روبرو شدن با دُشمن, ارکنهای خود را با گیره در هوا رها و به سوی دُشمن پرتاب کرده و مرد یا اسب را که در چنبره ی کَمند افتاده بود به سوی خویش می کشیدند. مردمانی که دستگیر می شدند یا کشته می شدند یا در نبردهای سگرتیها همراه ایرانیان می جنگیدند(۶)
از این گزارش در میابیم که این تیره های ساگارتیها/زیکرتیها سربازانی سواره بودند. در نبشته های سارگُن(شاه آشور) نیز به آن بر می خوریم که «زیکرتیها» را سوارکار بازمیشناساند و در نبشته های داریوش بزرگ و هرودت نیز به سوارکاری ساگارتیها سرراست اشاره شده. این نشانه ها و بویژه سوارکاری آنها در آن زمان خود نشانه ی آشکار دیگری از آریایی نژاد و ایرانی زبان بودن این تیره است.
نام پادشاه سگرتیها که پاد(ضد) داریوش بزرگ شورش کرد و خود را پادشاه آساگارته اعلام داشت «چیسَن تَخَم» است. این نام در زبان اوستایی برپایه ی ریشه یابی فریدون جنیدی به چَم(معنی) «دانای نیرومند» است و گواهی استوار بر ایرانی بودن آنها می باشد.(۷) حضور سگریتها در بن مایه های دردست، نزدیک به سه سده دنبال می شود و پس از آن در آغاز سده ی ۷ پیش از زایش, آنها با مادها و دیگر تیره های همسایه درآمیخته شدند و دیگر به نام آغازین آنها بر نمی خوریم.
کورش محسنی
برگرفته شده از تارنگار: تاریخ, جشنها و زبان پارسیhttp://ariapars.persianblog.ir
بن مایه ها:
*هر گونه برداشت از نوشته های این تارنگار، تنها با ذکر نام نویسنده و نشانی تارنگار مجاز می باشد.(کورش محسنی)
ـ جشن شب چله(یلدا) ریشه ی کیریسمس
ـ پیشنه و تاریخچه ی هنر موسیقی در ایران باستان
ـ بازشناسی جشن پوریم(کشتار ایرانیان بدست یهودیان) دروغ بزرگ
ـ در پیرامون سفره ی جشن مهرگان


همچنین مشاهده کنید