دوشنبه, ۱۰ اردیبهشت, ۱۴۰۳ / 29 April, 2024
مجله ویستا

مست خراب یابد هر لحظه در خرابات


مست خراب یابد هر لحظه در خرابات    گنجی که آن نیابد صد پیر در مناجات
خواهی که راه‌یابی بی‌رنج بر سر گنج    می‌بیز هر سحرگاه خاک در خرابات
یک ذره گرد از آن خاک در چشم جانت افتد    با صدهزار خورشید افتد تو را ملاقات
ور عکس جام باده ناگاه بر تو تابد    نز خویش گردی آگه، نز جام، نز شعاعات
در بیخودی و مستی جایی رسی، که آنجا    در هم شود عبادات، پی گم کند اشارات
تا گم نگردی از خود گنجی چنین نیابی    حالی چنین نیابد گم گشته از ملاقات
تا کی کنی به عادت در صومعه عبادت؟    کفر است زهد و طاعت تا نگذری ز میقات
تا تو ز خودپرستی وز جست وجو نرستی    می‌دان که می‌پرستی در دیر عزی و لات
در صومعه تو دانی می‌کوش تا توانی    در میکده رها کن از سر فضول و طامات
جان باز در خرابات، تا جرعه‌ای بیابی    مفروش زهد، کانجا کمتر خرند طامات
لب تشنه چند باشی، در ساحل تمنی؟    انداز خویشتن را در بحر بی‌نهایات
تا گم شود نشانت در پای بی‌نشانی    تا در کشد به کامت یک ره نهنگ حالات
چون غرقه شد عراقی یابد حیات باقی    اسرار غیب بیند در عالم شهادات


همچنین مشاهده کنید