پنجشنبه, ۶ اردیبهشت, ۱۴۰۳ / 25 April, 2024
مجله ویستا


مدیریت واحد شهری در ایران


مدیریت واحد شهری در ایران
تبیین مدیریت شهری در ایران از اهمیت زیادی برخوردار است. چرا که بدون هیچ تردیدی توسعه ایران مشروط به توسعه شهرهایی است که هم اکنون با تعریف صحیحی از مدیریت شهری روبه رو نیستند. لذا روزنامه مردم سالاری در این راستا تلاش دارد تا هر چه بیشتر به تبیین این امر مهم با استناد به نظرات کارشناسان و صاحبنظران بپردازد.
مدیریت شهری ایران در طول تاریخ دارای دامنه متنوعی از وظایف بوده و بر این اساس دارای ساختار سازمانی و اداری متفاوتی است.
در این میان آنچه که تعیین کننده وظایف و ساختار سازمانی مورد نیاز برای اجرای وظایف بوده است ماهیتی از بالا داشته و در واقع سیاست ها و تصمیمات مرکز تعیین کننده است.
اقدام برای ایجاد یک مدیریت شهری هماهنگ در تهران در سال ۱۲۵۳ شمسی با تشکیل شوراهای شهر مرکب از مقامات حکومتی و شهروندان صاحب نام آغاز شد، ولی یک سال بعد با برچیده شدن این مجموعه، شوراها کارایی خود را عملا از دست دادند.
تهران همچون بیشتر شهرهای اسلامی در خاورمیانه، دارای تقسیمات شهری بر مبنای مذهب و اصناف بوده است به طوری که اصناف و گروه های مذهبی، همسایگی و قومی به صورت خودگردان مسوولیت انجام پاکیزگی خیابان ها، اجرای مقررات شرعی و قانونی را در سطح محلی بر عهده داشتند.
ایجاد شهرداری یا بلدیه به سبک جدید را می توان معاصر با آغاز مشروطیت دانست که نهادهای استبدادی جای خود را به نهادهای مردمی دادند. با تصویب اولین قانون بلدیه در سال ۱۲۸۶ (ه.ش) سنگ بنای اولیه تاسیس شهرداری ها در ایران گذاشته شد. قانون تشکیل بلدیه مشتمل بر ۱۰۸ ماده بود که از قوانین کشورهای انگلستان و بلژیک اقتباس و در قانون مذکور، تشکیل یک انجمن بلدیه منتخب پیش بینی شده بود. این انجمن باید یک سازمان اجرایی به عنوان اداره بلدیه تشکیل می داد و مصوبات انجمن بلدیه باید به تصویب حکم (استاندار) و در برخی موارد به امضای وزیر داخله می رسید.
مرجع حل اختلاف میان انجمن و استاندار، وزیر داخله و در برخی موارد مجلس بود. این قانون، شهرداری را به عنوان شخصیت حقوقی تلقی می کرد و ریاست شورا که عنوان سنتی کلانتر را با خود داشت و معادل شهرداری امروزی بود، عهده دار مسوولیت شهرداری نیز بود.
هدف اصلی مجلس از تاسیس شهرداری ها، حفظ منافع شهرها و پاسخگویی به نیازهای شهروندان بود. تصمیمات شورای شهر باید به تصویب حکمران می رسید و هنگام بروز اختلاف، حاکمیت بر عهده وزیر امور داخله یا مجلس بود و به این ترتیب قرار بود شهرداری تهران به صورت یک سازمان نسبتا خودگردان تاسیس شود.
شهرداری تهران تا سال ۱۳۴۹ که طرح جامع تهران تهیه و به تصویب انجمن شهر و شورای عالی شهرسازی و معماری ایران رسید انسجام قابل ملاحظه ای نداشت. این طرح که دو محدوده را برای تهران- یک محدوده خدماتی و یک محدوده توسعه ۲۵ ساله- تعریف می کرد، شهرداری را موظف به پیاده کردن طرح جامع در چارچوب محدوده فوق کرد. از آنجایی که شهرداری تهران با سیستم تشکیلاتی قدیمی بود که بیشتر برای انجام خدمات شهری و تاسیساتی محدود به وجود آمده بود قادر نبود از لحاظ تشکیلاتی جوابگوی مسائل شهری و نیازهای طرح جامع برای پاسخگویی به آنها باشد، ایجاد شورایی تحت عنوان «شورای نظارت بر گسترش شهر تهران» پیشنهاد شد.
در این دوره وظایف و اختیارات شهرداری تهران عمدتا در سه مکان مختلف «شورای عالی شهرسازی و معماری»، «شورای نظارت بر گسترش شهر تهران» و در «شهرداری تهران» پراکنده می شد. بدین ترتیب استقلال نسبی شهرداری در عمل بیشتر محدود، اداره امور شهری پراکنده و امور برنامه ریزی بلند مدت از عهده شهرداری خارج بود.
ویژگی های اصل مدیریت شهری در تهران در این دوران را می توان به شرح زیر خلاصه نمود:
۱) افزایش پیچیدگی سازمانی که از رهگذر آن شهرداری رشد کرد و به یک تشکیلات بزرگ دیوان سالاری بدل شد.
۲) افزایش توانمندی های فنی
۳) نبود پاسخگویی دموکراتیک (به استثنای شورای شهر که نامرتب و گاهی بحث برانگیز بود)
۴) نبود خود مختاری مالی، زیرا بودجه شهرداری را دولت مرکزی تنظیم می کرد.
۵) فقدان خود مختاری اداری حتی با وجود پیش بینی های قانونی.
۶) محدود بودن دامنه فعالیت ها به تامین خدمات اساسی شهری و تاسیسات زیربنایی.
۷) فقدان مدیریت متمرکز و هماهنگی امور شهری، به این معنا که چندین وزارتخانه و سازمان دولتی به همراه شهرداری مدیریت شهر را بر عهده داشتند.
۸) نبود اختیارات لازم برای برنامه ریزی بلند مدت و جامع.
۹) عدم مشارکت مردم در زمینه امور شهری نهادها و جا نیفتادن مجراهای ارتباطی جهت مشارکت مردم.
در نخستین طرح توسعه پس از انقلاب، مشکلات ساختاری توسعه شهری به طور خلاصه عبارت بودند از فقدان مقایسه های ضروری برای به حرکت واداشتن منابع غیردولتی، نبود تعادل و توازن در سیستم شهری، ناکارایی قوانین و مقررات و عدم اجرای طرح های جامع و...
بدین لحاظ در سال ۱۳۶۹ با شروع مدیریت جدید در شهرداری، مرحله ای تازه در تاریخ شهرداری آغاز می شود و دیدگاه نوینی در مدیریت شهر تهران مطرح می شود. براساس این دیدگاه شهرداری تهران به عنوان سازمانی خودکفا از لحاظ تشکیلاتی، فنی و مالی در نظر گرفته می شود و در این دوران همراه با بازسازی به هنگام نمودن تشکیلات داخلی و نیروی انسانی در شهرداری، به تدریج پاره ای از فعالیت های سازمان های وابسته به شهرداری به بخش خصوصی واگذار می گردد.
با اقدام به تهیه طرحی راهبردی توسط شهرداری تحت عنوان برنامه اول شهرداری تهران یا «تهران ۸۰» در طی سال های ۸۰-۱۳۷۵ مشکلات اصلی شهر تهران در ۶ گروه: کمبود سرمایه، رشد شهر، آلودگی زیست محیطی، نبود حمل و نقل عمومی موثر، ناکارایی نظام اداری و نبود سیستم های اطلاع رسانی که به افزایش ترددهای درون شهری منجر می شود طبقه بندی می شوند. در این طرح، سیاست تمرکززدایی و تقویت دولت محلی به عنوان یکی از اهداف اصلی طرح مطرح می شود.
از دیدگاه شهرداری شهر ایده آل با شش ویژگی: شهر پاک، شهر سبز، شهر روان، شهر با فرهنگ غنی، شهر پویا و شهر با بافت سنتی و مدرن شناخته می شود. هر چند طرح تهران ۸۰ نیز، تا حدودی نیازهای یک جامعه شهری مطلوب را به تصویر می کشد اما در آن برای فقر، نابرابری ها و بی عدالتی اجتماعی، برنامه ای ارائه نمی شود همچنین با تشویق بخش خصوصی به سرمایه گذاری در امور شهری به عنوان یکی از سیاست های طرح، دسترسی اقشار آسیب پذیر به خدمات شهری محدودتر می گردد و به تشدید نابرابری ها دامن می زند. بدین ترتیب این طرح از نظر دستیابی به اهداف توسعه پایدار شهری، با نارسایی ها و کاستی هایی مواجه می شود.
هر چند حدود یک قرن از تشکیل شهرداری در کشور ما می گذرد ولی امروزه در اذهان مردم، شهرداری ها فقط متولی امور بر جای مانده ای هستند که دیگر دستگاه ها حاضر به انجام آنها نیستند و در اصل می توان گفت که در ایران شهرداری ها بیشتر متولی سخت افزار شهر به شمار می آیند (کالبدی- فیزیکی) و در زمینه برنامه ریزی و نرم افزار شهری (برنامه ریزی استراتژیک و اجتماعی) دخالت چندانی ندارند. هر چند در سال های اخیر شهرداری ها در زمینه های فرهنگی و اجتماعی نیز فعالیت هایی را آغاز نموده اند اما برای پاسخگویی به مطالبات فزاینده فرهنگی و اجتماعی شهروندان ضروری است تا اسباب و تمهیدات لازم فراهم آید.
بدون شک همگام با تغییر و تحولات جهانی و از جمله تغییرات شتابان شهری و تغییر شاخص های جمعیتی، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی شهرها و با نگاه به تحولات سیاسی و اجتماعی جامعه ایران، به ویژه تشکیل شوراهای اسلامی شهر و روستا و مشخصا به منظور پاسخگویی به خواسته های جمعیت شهرنشین در عرصه های فرهنگی و اجتماعی ضروری است که حاکمیت کلان سیاسی جامعه به کارآمد شدن و کوچک شدن بدنه شهرداری یاری رساند و بسترها و زمینه های آن را فراهم سازد. شهرداری ها از جمله نهادهایی هستند که می توانند جوابگوی مطالبات فراوان فرهنگی و اجتماعی اقشار و طبقات مختلف شهری و سازمان دهنده امور فرهنگی و اجتماعی شهرها باشند. جهت گسترش نقش و تاثیرگذاری شهرداری ها در امور فرهنگی و اجتماعی لازم است شرایط آن اعم از شرایط قانونی، پذیرش اصل فایده مند بودن ورود شهرداری ها در این زمینه از سوی نهادها و سازمان های دولتی مرتبط، بالا بردن ظرفیت های فکری، مالی و انسانی شهرداری ها، مشارکت قاعده مند شهروندان در امور فرهنگی و اجتماعی و در نهایت تحقق مدیریت واحد شهری فراهم شود.
نویسنده : امید سیاوش
منبع : روزنامه مردم سالاری


همچنین مشاهده کنید